کد خبر : 23828
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۸:۰۰

بحران سالمندی یا دوران طلایی

بحران سالمندی یا دوران طلایی

زندگی هرفرد از آغاز تا پایان چند مرحله مهم را پشت سر میگذارد که هریک از انها ویژگی های خاص خود را داشته و هیچ مرحله ای شبیه به دیگری نیست، اما همه آنها از یک وجه اشتراک برخوردارند و آن اینکه تکرار پذیر نیستند، آدمی می آید، می‌ماند و می رود بی هیچ تکرار

زندگی هرفرد از آغاز تا پایان چند مرحله مهم را پشت سر میگذارد که هریک از انها ویژگی های خاص خود را داشته و هیچ مرحله ای شبیه به دیگری نیست، اما همه آنها از یک وجه اشتراک برخوردارند و آن اینکه تکرار پذیر نیستند، آدمی می آید، می‌ماند و می رود بی هیچ تکرار و بازگشتی.

اما تفاوت های عمده ای بین آغاز زندگی و مراحل سالمندی او دیده می‌شود در ابتدا یعنی در دوران کودکی مورد محبت صمیمانه و عاشقانه والدین، خانواده ها و اطرافیان است و امید به برخورداری او از مواهب زندگی چشم انداز روشنی را ارائه می دهد اما دوران سالمندی او اگرچه با حمایت ها و مهربانی های اطرافیان همراه است اما این مراقبت ها چشم به فرجام زندگی دوخته و امیدی برای اتفاقات جدید در زندگی یک فرد سالمند رقم نمی‌زند که این مسئله برای خود او هم کاملا روشن و باعث اضطراب نگرانی ناامیدی و احساساتی از این دست بوده و کمتر سالمندی یافت می‌شود که چشم انداز روشنی به آینده داشته و اینگونه فکر کند که عمر آدمی حتی برای چند ساعت نیز ارزشمند بوده و لذت های خاص خود را دارد.

سالمندان اقشاری آسیب پذیر و در معرض خطراند.که بدون حمایت جدی دولت ها نمی‌توانند باقی مانده عمر خود را با آرامش طی کنند. به ویژه اینکه شرایط هر کشوری وضعیت سالمندان را نسبت به کشور دیگر متفاوت میسازد، مثلا آرامشی که سالمندان اروپا احساس می‌کنند بسیار متفاوت است چون آنها در حمایت یک سیستم سالمندی کاملا برنامه‌ریزی شده و متنوع هستند و کلیه نیازمندی‌های ضروری و ثانویه در قالب این چتر حمایتی برای گذراندن باقی مانده عمر، آن هم با شرایطی پرنشاط دیده شده است.

خلاصه اینکه هر جامعه‌ای بسته به فرهنگ و توانمندی‌های خود، سالمندان جامعه را از مواهب حمایتی برخوردار می‌سازد.اگر بخواهیم کمی بی‌تعارف باشیم باید گفت سالمندان ما در شرایط بی‌پناهی و بی‌توجهی که می‌تواند زمینه یک فاجعه انسانی و اخلاقی باشد قرار گرفته‌اند، افزایش چشم‌گیر هزینه های جاری و ضروری زندگی از یک سو بیماری‌های ویژه این دوران و ناتوانی‌های ناشی از سالمندی که در مناطق مختلف متفاوت است، از سوی دیگر، دست به دست هم داده تا سالمندان این سرزمین کهن با تلخ کامی به دور از هرگونه حمایت، زندگی را سپری کنند.

افزایش هزینه‌های زندگی سبب شده تا هزینه‌ی مراقبت از این افراد در منزل چند برابر دریافتی های مستمری بازنشستگی و درآمد آنها باشد.هزینه هایی چون حقوق مراقبین تجهیزات پزشکی و کمک توان بخشی، هزینه های جاری و ایاب ذهاب همه و همه، به نحوی سبب شده‌اند تا مخاطراتی نه چندان دور چون آینه ای در پیش چشمانشان قرار گیرد. اگر دولت‌ها در اسرع وقت با برنامه ریزی دقیق و مستمر به مباحث سالمندان توجه نکنند. شاید به جرات بتوان گفت که خسارت های اجتماعی آن کم از یک جنگ طولانی نخواهد بود.

در نظر داشته باشیم آنچه امروز سبب شده است این خسارت اجتماعی خود را نشان ندهد مراقبت‌های فرزندان و اعضای خانواده از فرد سالمند است. اما در اینده‌ای نه چندان دور و در شرایطی که بسیاری از خانواده‌ها تک فرزند بوده و اقتصاد نابسامان امروز طومار فردای آنها را درهم پیچیده است و هریک تلاش می‌کنند تا به زحمت فراوان گلیم خود را از آب گرفته و امور خود را به سختی طی نمایند. بدون شک سالمندان در آستانه خطری بزرگتر قرار دارند. نه زیرساخت‌های مراکز نگهداری از سالمندان گسترده و استاندارد است نه دولت توانسته به طور نسبی قوانین و بودجه های حمایتی لازم را برای این افراد تصویب و تامین نماید. بنابراین می‌طلبد تا تمامی ذی‌النفعان حال حاضر این حوزه اعم از شرکت‌های خدمات غیر مستمر و خانواده‌ها و سازمان های مردم نهاد حامی این عزیزان دست به دست هم داده مطالبات این حوزه را به نحوی جدی دنبال کرد و دولت‌ها را برای تحقق این حقوق تحت راهنمایی و فشارهای لازم قراردهند تا شاید تعقل لازم در این خصوص به کار گرفته شده تا در آینده ای نزدیک، شاهد آرامش خاطر خانواده‌ها و به ویژه افراد سالمند باشیم.

احمد ممتازی، فعال اجتماعی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.