احیای بناهای تاریخی با توجیه اقتصادی روشی برای حفظ هویت های معماری است. این گزارش نگاهی دارد به تغییر کاربری یکی از این خانه ها در مرکز رشت برای سفرهای ارزان قیمت.

به گزارش گیل ابراز، مهری شیرمحمدی در شبستان نوشت: خودش عاشق سفر است، سفرهای ارزان، به جای جای ایران و نادیدنی های دیگر کشورها. با یک کوله پشتی و پیاده روی های طولانی و لذت دیدن مکان های جدید و کسب تجربه های نو و آشنایی با فرهنگ اقوام مختلف.

حالا پس از سال ها کار در عسلویه «میثم زادحسینی کیپژدهی» به زادگاهش بازگشته است تا کوله بار اندوخته هایش را در قالب یک «هاستل» در رشت اجرا کند آن هم با احیای یکی از خانه های تاریخی رشت. خانه ای با ۲ دوره معماری. خانه ای که مدتی کارگاه شیرینی پزی شده بود، مدتی آزمایشگاه و بعدها آتلیه عکاسی و کافه.

خودش می‌گوید: بودجه زیادی ندارم ولی دل بزرگی دارم. این خانه را به قصد مرمت از مالکش اجاره کرده ام. برخی از دوستان به من گفتند نمی ترسی اندک سرمایه ای که طی سال‌ها فراهم کرده‌ای برای مرمت ملک دیگری هزینه کنی! پاسخ میثم زادحسینی این است: اگرچه دوست دارم، بتوانم این خانه را بخرم ولی اگر هم نشد، افتخار احیای یکی از خانه‌های تاریخی رشت نصیب من می‌شود.

نگارنده طی ۹سالی که پیرامون خانه های تاریخی رشت کندو کاو می‌کنم، کمتر سرمایه داری را دیدم که یک خانه تاریخی را به قصد حفظ خانه، مرمت کند. بنابراین تلاش برای حفظ هویت های معماری توسط جوانترها، جای تقدیر دارد.

چندماهی می‌شود که کوچه باریک و تاریک منتهی به حیاط پشتی مهمانپذیر فارس، در کوچه سعدی واقع در راسته اصلی خیابان امام درحال تعمیر است، آن هم با همت جوانی که دانش آموخته مهندسی عمران و کاردانی باستان شناسی است و چه خوب علاقه و همتش به تاریخ و فرهنگ در احیا و مرمت یک خانه تاریخی جمع شده است.

خانه ای که پیش از این کاربری های متفاوتی داشت، به زودی به عنوان یک اقامتگاه ارزان سفر برای جوان هایی که با کوله پشتی سفر می کنند، تغییر کاربری می یابد. میثم زادحسینی در این باره می‌گوید: به گفته اهالی محل، مالک نخست این خانه محسن آزادگان بود. کسی که سینما سعدی را در خیابان امام ساخت، سینما سعدی بعدها مهمانپذیر شد. به‌نظر می رسد حیاط پشتی سینما، ملک مسکونی و زمین آن جزء سینما سعدی بود. این را موقع مرمت هم متوجه شدم زیرا پنجره های زیرزمین این خانه به حیاط سینما راه داشته است.

برخلاف خانه‌های دوره قاجار که از حیاط باید وارد شوید، ورودی این بنا راهروی باریکی است که به اتاق‌هایی در طبقه اول و سه اتاق در طبقه دوم می‌رسد. آن هم با یک راه پله هلالی فرم. حیاط کوچک این عمارت حوضی دارد که تصویر ارسی بزرگ عمارت بر آب حوض منعکس می شود. شاخصه مهم خانه های دوره قاجار همین ارسی‌های چند دری با شیشه‌های رنگی بود. اما این بنا ۲ دوره معماری را تجربه کرده است.

این مهندس عمران توضیح می‌دهد: این خانه مسکونی به احتمال زیاد در دوره قاجار ساخته شده است و در دوره پهلوی اول یک بخش به آن الحاق شده است. البته موقع مرمت کتیبه‌ای پیدا نکردم ولی از نوع معماری بخش مطبخ و طاق‌های هلالی که زیر گچ مدفون شده بود، و همین ارسی شاه‌نشین و نرده‌های فروژه‌ای که بدون جوش بهم چفت شده، می‌توان گفت خانه در دوره قاجار ساخته شده است.

وارد شاه‌نشین عمارت می‌شویم، نور آفتاب ظهرگاهی از شیشه‌های رنگی ارسی بر پل کوبی‌های چوبی کف اتاق تابیده و رقصی از نور و رنگ در فضا ایجاد می‌کند و ذرات غبار ناشی از تعمیر که از روزنه‌های پنجره همگام با اشعه‌های خورشید بالا می‌رود و من به یاد سماع مولانا جلال الدین بلخی در دیوان شمس می‌افتم و در سفر درونی زمزمه می‌کنم؛ ما زبالاییم و بالا می رویم/ ما ز دریاییم و دریا می رویم ما زبی جاییم و بی جا می رویم/ ما از آن جا و از این جا نیستیم همچو لا ما هم به الا می رویم/ لااله پی الا الله است ما به جذبه حق تعالی می رویم/ قل تعالوا آیتیست از جذب حق.

زادحسینی توضیح می دهد: پل کوبی های کف اتاق ها را تعویض کرده ایم زیرا در گذر زمان دچار رطوبت شدید شده بود، به حدی که ستون‌های کف شاه نشین قوس برداشته بود.

وی ادامه می دهد: بعد از راه‌اندازی «هاستل» قرار است این بخش به عنوان «کافه کتاب» مورد استفاده قرار گیرد.

از بخش آبدارخانه به اتاق دیگری می رویم که قرار است یکی دیگر از اتاق های مشترک هاستل باشد. در این بخش، تلی از گچ فروریخته تا طاق ها نمایان شود و این دانش آموخته عمران توضیح می‌دهد: موقع مرمت متوجه یک تیغه گچی شدم و بعد از تراش تیغه، مطبخ و آجاق خانه پیدا شد، آن هم با دیگر متعلقات اجاق نظیر ابزارهای آهنی که برای نگهداری دیگ و… استفاده می گشت.

به راهرویی می‌رویم که با یک راه پله قوسی به ۲ اتاق طبقه بالا می رود. راه پله نرده های فرفوژه ای دارد که تزئینات آهنی آن بدون هیچ گونه جوش کاربیت بهم چفت شده است و از آنجا به اتاق دیگری نزدیک به لوژنک بام که با یک راه پله بلند چوبی به لوژنک منتهی می شود.

دوباره به شاه نشین عمارت بر می گردیم، خانه ای که مدت‌ها به عنوان آزمایشگاه کاربرد داشت. شاید آن زمان تنها بخشی از خانه که دوره پهلوی ساخته شده است، بیماران را پذیریش می کرد. تالاری که با یک راه پله قوسی به طبقه بالا می‌رسد و سه اتاق دیگر در این طبقه و آشپزخانه‌ای مشترک برای کسانی که می خواهند در سفرهای ارزان خودشان آشپزی کنند.

زادحسینی ما را به ۲ اتاق ویژه هاستل راهنمایی می کند، ۲ اتاق با نورگیر مناسب با سقف لمبه کوبی شده، لمبه‌ها و درب و پنجره‌های چوبی به رنگ آبی فیروزه‌ای، رنگ خانه های قدیم گیلان. رنگی که کم و بیش همه با آن خو گرفته ایم و جوانی که در ۳۷سالگی به یاد خاطرات خانه پدری، سعی کرده لااقل ۲ اتاق را با خاطرات کودکی اش مشابه سازی کند.

میثم از آرزوهایش می گوید از روزی که هاستل راه بیفتد و جوان هایی که عاشق سفرند و با بضاعت مالی کم، می توانند با اقامت در هاستل، سفر ارزان قیمتی را تجربه کنند. شمعدانی های گوشه حیاط، گل های سرخش لابه لای داربست های مرمت بنا، در جستجوی نور سر می چرخانند و زادحسینی توضیح می دهد که زنده ماندن شمعدانی های دور حوض برایش خیلی مهم است و باید بمانند تا بعد از مرمت دوباره دور حوض سرخی امید را به مسافران هدیه دهند.

برای او احیای یک خانه که از مالک اجاره کرده بسیار رضایت بخش است. اگرچه دوست داشت، توان مالی اش کفاف خرید بنا را می داد. زادحسینی عاشق تاریخ است. رشته ای که اگرچه فرصت نشد در آن تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، اما مطالعاتش او را عاشق ایران و فرهنگ چندهزارساله اش کرده است. فرهنگی که باید همچون ققنوس از خاکستر خویش دوباره زاده شود.

زادحسینی می گوید: من به کشورهای زیادی سفر کرده ام. ایران کشوری ارزان برای توریست های خارجی است. به‌ویژه جوانان کشورهای دیگر دوست دارند با کوله پشتی سفر ارزان به ایران داشته باشند و ایجاد هاستل این امکان را به آنها می دهد.

وی ادامه می دهد: ایجاد هاستل در ایران پدیده نویی است. هاستل فقط اقامت ارزان نسبت به هتل نیست. در هاستل می توان یک اتاق را با دیگران شریک شد و به خاطر وجود آشپزخانه، امکان پخت و پز با هزینه کم برای مسافر وجود دارد.

زادحسینی از مشکلات کوچه باریک مابین سینما سعدی و این بنا می گوید. معبر باریکی که زیر نور کم شب های رشت، محل تجمع ارازل و اوباش و معتادان شده است. اگرچه نگارنده عقیده دارد، با تغییر کاربری این بنا به یک مکان گردشگری، اندکی از این معضلات اجتماعی کاهش می یابد، اما متولیان امر نیز نباید اجازه دهند در مرکز شهر چنین معضلاتی جولان یابد. آن هم خیابانی که با اجرای پیاده راه فرهنگی، پیاده روی گردشگران در آن بیشترشده است.

مرمت خانه های تاریخی بودجه زیادی می خواهد شاید به همین دلیل کمتر برای مرمت این بناها اقبال می شود. اما به گفته معاون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، این سازمان برای تغییر کاربری بناهای میراثی که توجیه اقتصادی داشته باشد، تسهیلات بانکی در نظر می گیرد. ولی جهانی، ضمن تقدیر از تلاش های زاد حسینی برای راه اندازی هاستل می گوید: اگرچه درحال حاضر به خاطر شیوع ویروس کرونا، گردشگری دچار رکود شده، ولی با از بین رفتن بیماری، شاهد رشد دوباره گردشگری در گیلان خواهیم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *