🔴مرتضی منصف، هنرمند برجسته گیلانی در حاشیه برگزاری نمایشگاه نقاشی در گالری “الهی” مطرح کرد◀ هنر معاصر مرز نمی شناسد.

⬛⬛حقیقی/// پایگاه خبری گیل ابراز

🔷مرتضی منصف، یکی از هنرمندان برجسته گیلانی در شهر بندرانزلی است. وی مدرک کارشناسی نقاشی خود را از دانشگاه اصفهان و کارشناسی ارشد این رشته را از دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران را دریافت کرده است.
این هنرمند نقاش که عضو و یکی از پایه گذاران انجمن هنرهای تجسمی گیلان است برگزاری چندین نمایشگاه انفرادی در کشور و همچنین نمایشگاه نقاشی انفرادی با عنوان “هویت ملی” در شهرک بین المللی هنرمندان پاریس، کشور فرانسه 1391 را در کارنامه دارد.

🔷وی همچنین عضو شهرک بین المللی هنرمندان پاریس در کشور فرانسه ‘سیته آرت ‘ است و داوری چندین جشنواره هنرهای تجسمی در سطح استان گیلان به عهده داشته‌است.
مرتضی منصف بیش از 45 نمایشگاه انفرادی و جمعی در تهران، اصفهان، مشهد، رشت، آستارا و خارج از کشور برگزار و در مراکز آموزش عالی نقاشی تدریس کرده است. وی در روزهای اخیر نمایشگاهی را در گالری الهی با تم “هویت ملی” به نمایش گذاشته که با استقبال بی نظیری از سوی مخاطبین مواجه شد. همشهری گفت و گوی اختصاصی با این هنرمند نقاش انجام داده است که در ادامه می خوانید.

🔹با چند اثر و در چه سبکی و با چه محوری در گالری الهی حضور یافتید؟

در ابتدا از مدیرگالری الهی که گام های موثری را در حمایت از هنرمندان گیلانی برداشته اند، تشکر و قدردانی می کنم.من27 اثر را ارائه کردم که در نهایت با درایت و تصمیم خانم حکیم الهی 16 اثراورجینال و همسان برای نمایش در گالری الهی انتخاب شدند. من سبک خاصی را در هنر دنبال نمی کنم و معتقد هستم که سبک هنری پس از یک مدت خاص و طولانی کار کردن در کار هنرمند ظاهر می شود. از آنجائیکه هویت ملی را در کارهایم دنبال می کنم،تم اصلی کارهایم بر مبنای سنت گرایی در هنر معاصر است. البته آقای روئین پاکباز استادم که محقق و نویسنده کتاب های تاریخ هنر معاصر نیز هستند در دوران دانشجویی نوعی رئالیسم مفهومی را برای آثارم در نظر داشتند.

🔹به رعایت چه معیارهایی در کشیدن نقاشی خودتان را ملزم می دانید؟

خمیر مایه اصلی کارهایم همان اتودهایی هستند که به پشتوانه طراحی از قبل تهیه می شوند. یعنی جمع آوری اطلاعات تصویری که اغلب در قالب کوچکتر صورت می گیرند. سپس به صورت تخیلی آن ها را در کارگاه اجرا می کنم. در شیوه کارهای من با توجه به تم اصلی یک نگاه به سنت تصویری و یک نگاه به دستاورد هنرمعاصر دارم،که البته به صورت محافظه کارانه با تغییر و تحول معین و خاص صورت می گیرند. همچنین به  ساختارها تقریبا یکدست و به مفاهیم مشترک شکل پیدا می کنند. در واقع خود را در محدوده سطح گرایی حفظ می کنم.

🔹علت انتخاب موضوع زنان به عنوان موضوع محوری آثارتان چه بود؟

اساس کار هنر تصویری ترکیب بندی است. از طرفی یک بی نظمی ظاهری در طبیعت وجود دارد. هنرمندان باید بین پدیده های مختلف و پراکنده عوامل کارش را محدود کند. به عنوان نمونه جورجو موراندی از بولونیای ایتالیا در نقاشی های طبیعت بی جانش که اغلب بطری هستند به صورت ساده  و فرم های خاص در ترکیب بندیهای مختلف را با زوایا و نورهای گوناگون نقاشی کرده است و موندریان هم همین طور. انتخاب زن که در نقاشی هایم از قواعد معینی پیروی می کند،حاصل تغییر و تحول و دفرمه و عبور از غربال ذهنم است. در نمایش واضح وساده ودر ترکیب بندی های خاص آن ها را نشان می دهم،که متفاوت و منحصر به فرد باشد.

🔹تمام سبک های هنری دارای یک پایه و خواستگاه اجتماعی هستند بستر کارهای شما حول چه محوری شکل می گیرد؟

هنر تحول پذیر است.انسان های غارنشین بر اساس جبر طبیعت بدون سواد بصری آثاری را روی دیوار غارها آفرینش کرده اند،که به آن هنر دوره پارینه سنگی می گویند.هنر متفاوت بدویان یا پریمیتوبر اساس یک نیاز بود. نقاشی سفالینه ها بر اساس نیاز هنری ساده ،هندسی شکل گرفت.در دوران تمدن های بین النهرین و مصر … هم همینطور. تا که در یونان و روم باستان شکل دیگری از هنر به وجود آمد که زیبایی آرمانی و ایده آل رابه همراه داشت. هنر بیزانس از دوران مسیحیت شکلی از هنر بود که تحت سلطه کلیسا فعالیت داشت.سبک های رومانسک و گوتیک هم همین طور،تا رنسانس قرن 15 اروپا که از فلورانس ایتالیا آغاز شد.احیاء فلسفه زیبایی شناسی یونان و روم باستان را در بر داشت و مکاتب دیگری مانند باروک،روکوکو،رومانتی سیسم،رئالیسم کوربه ای قرن 19 و نیز امپرسیونیسم و مکاتب پس از امپرسیونیسم تا هنرمدرن و معاصر هرکدام شکلی از هنر هستند. تمامی این مکاتب دارای یک پایه و خاستگاه اجتماعی هستند،به همین دلیل شکل هنرشان با هم فرق می کند. از آنجایی که اینجانب ایرانی و گیلانی هستم. سه فاکتور را در مبانی فکری آثارم در نظر دارم. اول سنت تصویری ایران (مینیاتور) که خیلی بارزش و قابل بهره برداری است. دوم دستاوردهای هنر معاصر دنیا که مرز نمی شناسد و سوم جغرافیای زندگی خودم.

🔹به عنوان یکی از هنرمندان پیشکسوت گیلانی در این عرصه فکر می کنید،چالش های هنرمندان جوانی که تازه دانشگاه راتمام می کنندبرای ورود به دنیای حرفه ای چیست؟

در بعضی از مواقع ممکن است کمیت در بهبود کیفیت اثرگذار باشد. امروزه جوانان زیادی مشتاق تحصیل در رشته های هنر هستند.کلاس های آزاد هنری پر است. دانشکده های هنر در سطح کشور سشترش پیدا کرده است. این عوامل باعث ارتقاء سواد بصری مردم می شوند. در دانشگاه جوانان با مبانی هنر آشنا می شوند. ممکن است عده ایی فردیت و شخصیت خود را پیدا کنند و عده ایی هم نه. آنان می توانند با برگزاری نمایشگاه و شرکت در انجمن های هنری و گروه ها ی هنری … افق های باز خوبی را برای خود رقم بزنند، تا دنیای واقعی آن ها شکل واقعی به خود بگیرد.البته حمایت های دولتی برای تسریع این امر بسیار می تواند موثر باشد.  

🔹چقدر برایتان مهم است که اثر شما همانگونه ایی درک شور که شما می خواهید؟در واقع خوانش اثر از جانب مخاطب را تا چه حد آزاد می دانید؟

من در نقاشی به موضوع فکر نمی کنم از آنجایی که موضوع نمی تواند هنر باشد،ولی می تواند به هنر کمک کند.من بیشتر به ترکیب بندی  و روابط بین شکل ها فکر می کنم .که یک نوع دستاورد هنر معاصر است. گاهی اوقات پس از اتمام یک کار یک عنوان شاعرانه برای کارم انتخاب می کنم.داستان پردازی را با توجه به تاویل پذیری و چندوجهی بودن هنر معاصر بر عهده مخاطب می گذارم. البته اکثر مخاطبین به بحث هویت ملی در آثارم اشاره می کنند.//منبع روزنامه همشهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *