کد خبر : 31968
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ - ۱۸:۳۷

گفتگو با امیرحسین نوشالی؛

سفر به دنیای احساسات در کتاب شعر «با تو تمام شد»

سفر به دنیای احساسات در کتاب شعر «با تو تمام شد»
امیرحسین نوشالی که سال 1360 در رشت زاده شده، علاقمندان به عرصه هنر و موسیقی او را به عنوان خواننده پاپ ایرانی می شناسند؛

«با تو تمام شد» تلاشی برای بازگشت به جریان ادبی گذشته است
«مادرم «عشق» بود و
مگو بود
پدرم کوه بود و چندان به گفتن اعتقادی نداشت
من اما دست عشق را
می گذارم توی دست پسرم
به هر دو سپرده ام مواظب هم باشند..!»

سروده ای از نخستین دفترشعر « امیرحسین نوشالی» که به تازگی توسط انتشارات آهیل رشت تحت عنوان «باتوتمام شد» منتشر شده است.

امیرحسین نوشالی، می گوید: وقتی تنها ۸سال داشتم، مرا نزد استاد موسیقی فولکوریک گیلان فرستادند تا ردیف های آوازی را بیاموزم. او که سالها مشق موسیقی و آواز نزد «شادروان فریدون پوررضا»، «محمدنوری» و«سهراب فلک انگیز» کرده، حالا در پختگی چهل سالگی، نخستین دفتر سروده های خود را تحت عنوان «باتو تمام شد» را منتشر کرده است.

امیرحسین نوشالی که سال ۱۳۶۰ در رشت زاده شده، علاقمندان به عرصه هنر و موسیقی او را به عنوان خواننده پاپ ایرانی می شناسند، حالا او در میانه زمستان، دفتر شعرش شکوفا شده و مجموعه اشعارش چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
به بهانه انتشار این مجموعه اشعار، گفتگویی با امیر حسین نوشالی داشته ایم.

▪️امیرحسین نوشالی برای نسل جوان، خواننده موسیقی پاپ ایران است. آیا چاپ مجموعه اشعار تجربه ای جدید در وادی ادبیات و هنر است و یا اشعاری که طی سالها سروده و به تازگی منتشر شده است؟

نوشتن برای من یک نعمت خدادادی و ذاتی است. نوشتن مانند آواز خواندن بخشی از وجود من شده است و زمانی که سروده هایم را بر روی کاغذ می نویسم، گویی تمام احساساتم را به طور کامل بیان کرده ام.

اگرچه مجموعه اشعار «با توتمام شد»، نخستین دفتر شعری من است که چاپ می شود، ولی این اشعار سروده های مقطع کوتاه زمانی نیست. بسیاری از خواننده ها و چهره های هنری پس از انتشار یک اثر ادبی، نوشتن را رها می کنند و ادامه نمی دهند ولی پایبندی من به نوشتن به اندازه ردیف های موسیقی و آواز اهمیت دارد.

▪️شما خواننده تیتراژ بسیاری از فیلم ها و سریال هایی بوده اید که بعضا از رسانه ملی هم پخش شده است. آیا از اشعار خودتان در این آثار استفاده کرده‌اید؟

من در تیتراژهای متعددی حضور داشته‌ام، اما همیشه از ترانه‌های سروده شده از سوی دوستان استفاده کرده‌ام. ترانه‌سرایانی که به نظرم درک عمیقی از کلام دارند و آثارشان با فضای موسیقیایی مورد نظر من هماهنگ بوده است. افرادی مانند؛ محمد کاظمی، علی بحرینی، ترانه مکرم، مریم اسدی و دیگر دوستانی که هر یک نقش مهمی در شکل‌گیری فضای ترانه امروز داشته‌اند.

▪️مجموعه «باتو تمام شد» چه بازه زمانی را در بر می‌گیرد و روند نگارش آن چگونه بود؟

تدوین و نگارش این کتاب تقریباً چهار سال زمان برد. این اثر مجموعه‌ای از ترانه‌های عاشقانه است که در طول این سال‌ها نوشته و گردآوری شده‌، هر قطعه از این مجموعه، برشی از احساسات و تجربیات من در مسیر ترانه‌سرایی است، تلفیقی از احساسات ناب و قلمی روان که به نظرم تلاش من برای عرصه ای فراتر از موسیقی و آواز است.

▪️آیا شما مبدع سبک خاصی در ترانه‌سرایی هستید؟

ایجاد سبک شخصی در ذهنم همیشه وجود داشته، اما تا رسیدن به سبک شخصی، تأنی و تأمل و تلاش بیشتری می طلبد. فعلاً سبک و سیاق من بیشتر وابسته به حال و هوای ذهن و قلبم است تا یک قاعده مشخص و تعریف‌شده. با این‌حال، درباره مبحث نوآوری در ترانه، بارها با دوستانی که پیش از من در این عرصه فعال بوده‌اند، گفت‌وگو کرده‌ام. تلاشم این است که به‌مرور و با آزمون و خطا، مسیر تازه‌ای را تجربه کنم.

▪️به نظر شما چرا امروزه شعر و ترانه، دیگر جایگاه پررنگ گذشته را در رسانه‌ها ندارند؟

من خودم متعلق به دهه ۶۰ هستم و با نگاهی به مسیر ترانه در این سال‌ها، فکر می‌کنم که ساده‌نویسی و ابتذال‌نویسی فاصله‌ای به باریکی یک تار مو دارد؛ مرزی که در دهه ۸۰، ترانه گاه در عبور از آن دچار سردرگمی شد. زمانی، ترانه‌سرایان استخوان‌دار و صاحب‌سبک، جریان‌ساز این عرصه بودند، اما به‌تدریج خانه‌نشین شدند و جای آن‌ها را فضایی گرفت که در آن، ترانه به‌عنوان کالایی در دسترس خوانندگان درآمد.

ترانه‌نویسی، زمانی قدرت داشت که مردم، ترانه را می‌خواندند، در ذهن و زبانشان می‌چرخاندند و با آن زندگی می‌کردند. اما وقتی این ارتباط تنها از طریق خواننده و همراهی موسیقی شکل بگیرد، فرصت ماندگاری و اثرگذاری کلام هم کمتر می‌شود.

شاید یکی از دلایل کم‌رنگ‌شدن شعر و ترانه در رسانه‌ها، تغییر ذائقه عمومی و کمرنگ‌شدن اهمیت متن در موسیقی باشد. تا یک دهه پیش، مجلات و روزنامه‌ها صفحه‌هایی ویژه شعر و ادب داشتند، اما امروز این فضاها محدودتر شده است.

ترانه و شعر، جوهره زبان و فرهنگ ایرانی‌است. اگر این عناصر کمرنگ شوند، بخشی از هویت فرهنگی ما نیز آسیب خواهد دید. شاید لازم باشد رسانه‌ها و مخاطبان، توجه دوباره‌ای به کلام و ترانه نشان دهند و فرصتی برای بازگشت جریان‌های اصیل به این عرصه فراهم کنند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.