در سازمان هايي كه پايه و اساس آنها خدمات رساني مستقيم به مردم است؛ شفافيت در خدمت رساني مهم ترين اصل اعتماد سازي است.

با اعلام برنامه هاي كوتاه مدت و بلند مدت، روند پيشرفت پروژه ها و حتي علت توقف و يا عدم پيشرفت و ارائه راهكار، مي توان شهروندان را در تصمیمات اتخاذ شده سهيم دانست. در سازمان هاي خدمت رساني چون شهرداري با توجه به اينكه بطور مستقيم بر روي زندگي اجتماعي اثر گذار هستند، حق دانستن تمام تصميمات براي شهروندان محفوظ است و بايد جزو اولين اهداف اين سازمان ها باشد اما بايد توجه داشت مرز باريكي بين اطلاع رساني و شعارهاي پوپوليسيتي وجود دارد.

مردم نسبت به حرفهاي عوام فريبانه، آگاه هستند و وقتي مي بينند كه همه موفقيتهاي يك سازمان به نوعي از زبان و براي تاييد يك نفر كه معمولا بر مسند رياست آن سازمان تكيه زده است، بيان مي شود، اعتماد خود را از دست مي دهند و حتي اقدامات مثبت را هم به ديد منفي و بدبينانه نظاره مي كنند.
بايد توجه داشت كه هميشه يك مجموعه موفق هستند كه باني موفقيت مي شوند و نسبت دادن موفقيتها به افراد و كم رنگ نشان دادن فعاليتهاي سازماني فقط باعث عدم اعتماد سازي مي شود.

تجارب اجتماعي نشان داده است كه نظر خواهي هاي شهروندي و اعمال نظرات شهروندان در تصميمات مهم شهري، تاثير مثبتي بر روند اعتماد سازي دارد. همچنين ارائه آمار و اوقام دقيق و شفاف باعث مي شود كه شهروندان صبورتر پيگير آن باشند و از برخوردها و انتقادات شتاب زده اجتناب كنند.

سازمان های خدمت رسان اجتماعي زماني مقبول و موفق خواهند بود که مورد تاييد عموم جامعه باشند و اين مهم به دست نمي آيد مگر با اعتماد سازي از راه ارائه شفاف همه اتفاقات، اينگونه مردم نیز خود را در وقايع اجتماعي سهيم مي دانند و همچنین نسبت به شهري كه در آن زندگي مي كنند بي تفاوت نيستند و در بيان پيشرفتها و توسعه زندگي اجتماعي نيز پيش قدم خواهند بود.

تصميمات يكباره و هيجاني، پروژهاي نيمه كاره كه علت كندي و يا عدم پيشرفت آن بيان نشده، ساختار غلط و بدون نتيجه سازماني در اداره خدمات اجتماعي و مديريت فرد محور بجاي سازمان محور، همه و همه باعث پايين آمدن سطح اعتماد عمومي خواهد بود و نتيجه اي در بر نخواهد داشت به جز اينكه مردم اتفاقات مثبت و موفق را نيز به ديده ترديد نگاه كنند و هميشه به دنبال ديدن اشكالات و بداقبالی ها باشند و تير پيكان انتقادشان را به سوي اين سازمان ها نشانه بروند.

حال آنكه اگر تعامل همه جانبه بين سازمان هاي خدمت رسان و شهروندان برقرار باشد حتي اگر كاستي هايي هم در امر خدمت رساني ديده شود، جامعه بصورت خودجوش براي پيدا كردم راه حلي جهت جبران آن تلاش مي كند.

اما اگر اين تعاملات برقرار نباشد، تك تك افراد جامعه فقط اشكالات را ميبيند و به بيان آنها مي پردازند و در اين ميان، تلاش ها و خدمات موفق نيز با توجه به ديد منتقدانه اجتماعي كه نتيجه عدم تعاملات اجتماعی در گذشته آن سازمان است؛ مورد بي مهري و نديده شدن قرار خواهد گرفت و در نهايت نيز آن سازمان نمره قبولي اجتماعي را كسي نخواهد كرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *