گیل ابراز: در روزهایی که از آسمان رشت باران غم بر سر فوتبال دوستان رشتی می بارد، از داماش فقط یک کاپیتان و لشگری مغموم از هوادار مانده است… کاپیتانی که سر قولش ماند و حتی بعد از انحلال داماش هم با وجود پیشنهادهای مختلف حاضر به پوشیدن پیراهنی غیر از داماش نشد! اکنون محمد مختاری تنها بازمانده داماش سکوتش را شکست و …

* از وضعیت داماش در فصلی که گذشت شروع کنیم…

فکر می کنم سخت ترین فصل داماش در ادوار گذشته بود، اما با تمام سختی هایش تیم را در لیگ حفظ کردیم. در طول فصل خیلی چیزها را کنترل کردیم و خیلی حرف ها می توانستیم بگوییم که نگفتیم. گفتیم درست می شود یا پیگیری می کنند، کمبودهای زیادی در همه موارد وجود داشت. حالا که دارم حرف می زنم بگذارید از همه چیز بگویم… خیلی از دوستان بگم بگم می گویند و در آخر چیزی نمی گویند اما الان وقتش است که موشکافی شود تا ببینیم چه شد که به اینجا رسیدیم؛

سال گذشته با توجه به مشکلاتی که در ابتدای فصل وجود داشت، همه چیز به لحاظ مالی به هم خورد. سوای بحث مالی که تا روز آخر ادامه داشت، مشکلاتی در طول فصل و بخصوص اواسط فصل داشتیم. گفتن این موارد قشنگ نیست، اما این ها را می گویم تا همه بدانند ما در چه وضعیتی تیم را حفظ کردیم. ما در طول یک سال، تنها دوبار لباس بازی از باشگاه گرفتیم و یک دست لباس تمرین! یا آنکه در برهه ای غذای بازیکنان غیربومی قطع شده بود که توسط دیگر بازیکنان تامین شد یا تعدادی از دوستان و هواداران تغذیه سر تمرین آوردند… هیچ جا حرفی از این موضوع نزدیم و گفتیم بگذاریم اتفاقاتی که در خانواده است همانجا بماند. ما در اواخر فصل توپ با کیفیت هم نداشتیم و به شکلی بود که یک توپ باد نداشت، یک توپ پوستش کنده شده بود و… حتی یک بار داور گیر داده بود که با این توپ ها نباید بازی کنیم که با خواهش و تمنا ما از موضوع گذشتند.

به لحاظ مالی واقعا باید از بازیکنان و کادر پارسال با تمام وجود تشکر کنم که با کمترین دریافتی ممکن با تمام غیرتشان بازی کردند و جانشان را گذاشتند و تیم را حفظ کردند. در این مورد بحثی وجود ندارد…

می دانم که یک سری از هواداران از بازیکنان ناراحت بودند که چرا آخر فصل تیم را رها کردند و رفتند اما می خواهم بگویم که بازیکن چه بکند؟ یک سال پول نگرفته است. تکلیف تیم هم که به هیچ عنوان مشخص نبود و بازیکن هم خانواده دارد. من به نظرم حتی اگر یک نفر هم بخواهد در مورد بازیکنان چیزی بگوید بی انصافی کرده است. حتی تعدادی از بازیکنانمان تا زمانی که کمترین امید برای حضور تیم وجود داشت با تیم تمرین کردند اما وقتی تیم وضعیتش به این شکل شد، بازیکنان حق داشتند که تکلیف خودشان را برای فصل آتی مشخص کنند. بازیکنانی که آخر فصل متوجه می شوند که حتی ۴۵ درصد هم جریمه شده اند! این چه انصافی است؟ بازیکنی که سهمیه را برای همان مسئولین باشگاه حفظ کرده است و دریافتی خاصی نداشته باید این میزان جریمه شود؟ در خصوص اینکه مبلغ رضایت نامه سینا شاه عباسی صرف چه شد من از آن خبری ندارم اما بین بازیکنان تقسیم نشد. قبلا هم هر وقت پولی به بازیکن پرداخت می شد، منت بر سر بازیکن گذاشته می شد.

بحث بعدی ما در مورد مسئولین فوتبال و شهر است… بله ما از آن ها انتظار نداشتیم که بیایند و از جیب به ما یا تیم پولی بدهند، اما این انتظار را داشتیم که حداقل سری به تیم بزنند. یک بار نشد سر تمرین بیایند و بچه ها آن ها را ببینند و حداقل روحیه بگیرند. وقتی می بینند باشگاه چنین وضعیتی دارد و پول و امکاناتی ندارد، حداقل پیگیری کنند تا مشکلات را تعدیل کنند. می دانم که می گفتند باشگاه خصوصی است و حق دخالت نداریم و… اما به هر حال شما مسئول فوتبال و ورزش یک شهر و استانید. داماش که فقط یک تیم نیست، بلکه برای مردم یک شهر است. وقتی می بینید که دارایی یک شهر، بازیکنان و مردم و هواداران دارند ضربه می بینند، باید به نظرم ورود می کردند که ببینند چه شده است و حالا اگر این وسط حرف ها تناقض داشت یا دروغی وجود داشت بیایند پیگیری کنند تا کار ما به اینجا نکشد که الان می بینید تیمی اصلا وجود ندارد!

*به نظر شما چه شد شخصی که به محبوب ترین شخصیت سیاسی شهر بدل شده بود به این میزان از او انتقاد می شود و در این جایگاه نامناسب قرار می گیرد؟

چیزی که پارسال بیشتر از قبل دیده شد، این بود که در این مجموعه مدیریت صداقت اصلا وجود نداشت. با اینکه حاج اسماعیل را کمتر می دیدم به محمدرضا حاجی پور گفتم که لااقل با من که بزرگتر تیم هستم صادق باشید و همه چیز را بگویید. گفتم وقتی که پول وجود ندارد بگویید پولی نیست ولی وقتی شما می آیید و به من که بزرگتر تیم هستم و رابط بین شما و بازیکنان هستم حرف راست را نمی گویید، خب مشخص است که بازیکنان دیگر اصلا امیدوار به صداقت نخواهند بود.

به نظر من عدم وجود صداقت چه در مسائل مالی و چه سایر موارد بزرگترین چیزی بود که از سمت مالکیت و مدیریت مجموعه به تیم ضربه وارد کرد. به نظر من مقصر تمام این اتفاقات، شخص مالک باشگاه آقای حاجی پور بود. درست است که پیگیری ها و تلاش هایی داشتند اما به هر حال هیچ اتفاق مثبتی برای تیم نیفتاد.

مطمئنا اگر کمی صداقت در مجموعه وجود داشت، امروز هم این تیم حفظ می شد و هم آن محبوبیت. الان هم شخص ایشان ضربه خورده است و هم بازیکنان، هواداران و مردم این شهر…

محبوب شدن سخت است اما از دست دادن این محبوبیت با یک اشتباه رقم می خورد؛ روزی بعد از فینال جام حذفی همه جا به تعریف و تمجید از آقای حاجی پور پرداختند، اکنون هم با این فاجعه رخ داده شده مشخص است که شرایط برایشان فرق خواهد کرد.

*کمی بیشتر راجع به این فاجعه ای که برای نه تنها یک تیم بلکه برای یک هویت اتفاق افتاد بگو…

با چنگ و دندان تیم را حفظ کردیم. با چنگ و دندانِ مجموعه ای که فقط در استادیوم بودند و از بیرون هیچ کمکی به بازیکنان وکادر نشد. چه مالک تیم و چه مسئولین استانی هیچکس برایمان کاری انجام نداد. اگر یکبار هم هتلی برایمان می گرفتند، کلی منت بر سر ما میگذاشتند که ما برایتان هتل گرفته ایم یا هزینه سفر را داده ایم در حالی که این ها بدیهات اولیه یک تیم است و وظیفه شان بوده است. بازیکن که نباید بابت این موارد تشکر کند. این ها وظایف اولیه مالک یک تیم است. ما در گذشته هیچوقت چنین مشکلاتی نداشتیم و من هیچوقت چنین مسائلی که در این فصل اتفاق افتاد را به یاد ندارم. اصلا چنین چیزهایی نیاز به گفتن نداشت… چندین بار در طول فصل غذای بچه هایمان قطع شد. من نباید از جیب پول غذای بچه ها را بدهم یا بگویم آقا بیایید تو روخدا پول غذای بچه ها را بده. شما که همه جور بلایی سر این بازیکن آوردید. بازیکن با همسرش در خوابگاه است و حداقل فکر خانواده آن ها باشید اگر فکر بازیکن نیستید.

این فاجعه که برای داماش اتفاق افتاد فقط برای یک تیم نبود، این فاجعه برای کل جوان های یک استان بود. آیا می دانند چند نفر با این اتفاق سرخورده شدند؟ چند نفر با این موضوع انگیزه ورزشی شان به کل از بین رفته است؟ این یک فاجعه اجتماعی برای کل استان گیلان و شهر رشت بود. بازیکن می تواند برود و در تیمی دیگر بازی کند اما هوادار چه؟ هوادر داماش تک تیمی است و فقط عشقش این تیم است. این تیم بالا باشد با آن خوشحال هستند و حالا که این اتفاق افتاده است دیگرراحت می توان تصور کرد که حال و هوای شان چه خواهد بود!

*چه کسی یا کسانی باید پاسخگوی این فاجعه اجتماعی باشد؟

شخص مالک تیم مقصر اول و اصلی این موضوع است و اگر قرار است از کسی پاسخ بخواهند باید از ایشان یعنی آقای حاجی پور پاسخ خواسته شود. آقای الطافی هم مدیرعامل تیم بوده اند؛ ایشان شخص شریفی هستند اما خب مطمئنا از ایشان هم دلخوری وجود دارد چرا که ایشان هم گامی برای تیم برنداشتند و به نظر من با تمام احترامی که برای آقای الطافی قائل هستم، ایشان به جای آنکه مدیرعامل تیم باشند، یار آقای حاجی پور بوده اند. بنابراین در تمام اتفاقاتی که برای این باشگاه بوقوع پیوسته شخص آقای الطافی هم خواسته یا ناخواسته مقصر محسوب می شوند.

مطمئنا هواداران هیچوقت این اتفاقات را فراموش نمی کنند. حتی مدتی که صحبت از لیگ یک و درست شدن شرایط شده بود و همه میگفتند تا ۹۹ درصد اوکی شده است، هر کس از من می پرسید من می گفتم که این ها یک بازی است. عاقبت آن اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد.

*فکر می کنم همه به نوعی ته دلشان یک امیدی داشتند…

بله. با تمام حقایق و نا امیدی هایی که وجود داشت، همیشه یک کورسوی امیدی در دلم وجود داشت که ای کاش این اتفاق نیفتد. در واقع اگر سکوتی صورت گرفت، به دلیل امید به آینده بود که همیشه امیدواری داشتم که حتی در بدبینانه ترین حالت اگر لیگ یک از بین رفت ما بلافاصله بتوانیم در لیگ دو حضور داشته باشیم. اما وقتی این اتفاق افتاد، متوجه شدم که با این روند لیگ دویی هم نخواهد بود چرا که این روند به سمت نابودی داماش بود.

به هیچ عنوان لیگ دویی هم در کار نخواهد بود چرا که اگر قرار بوده این اتفاق بیفتد همان لیگ یک را درست می کردند.

*قرار است در آینده چه اتفاقی بیفتد و آیا داماش در لیگی شرکت خواهد داشت؟

لیگ دو را که مطمئن باشید وجود نخواهد داشت. خیلی خوشحال می شوم که آقایان بیایند بگویند که من دارم اشتباه می کنم و من از فوتبال چیزی نمی فهمم. اما در خصوص لیگ سه نمی دانم که قوانین فدراسیون چه چیزی است و آیا می شود تیمی به نام داماش وجود داشته باشد یا خیر؟ اگر بتوان چنین کاری را انجام داد، مطمئنا با پتانسیل هواداری که پشت تیم است این اتفاق رخ خواهد داد و ما هم پیگیر آن هستیم. اما اگر نشود تیم داماشی ثبت کرد چون این باشگاه فعلی وجود دارد، به هر حال آقای حاجی پور می بایست تکلیف تیم و بدهی ها را مشخص کنند. اگر بدهی ها تقبل شود ما خودمان می توانیم ورود کنیم و تیم را به ما بدهند و ما ادامه می دهیم. اگر شرایط به این شکل باشد مطمئنا هستند دوستانی که بخواهند پیگیر باشند. شاید نخواهند اسمی از آنها برده شود اما دوستانی هستند که قبلا هم در این تیم بازی کرده اند و حاضرند بیایند و تیم را اداره کنند و برای آن هزینه کنند.

*با وجود پیشنهادهایی که شنیده بودیم داشته ای اما به جایی نرفتی در رشت ماندی. چه شد؟

من وقتی که از مس کرمان برگشتم و آمدم برای لیگ دو اول برای دل خودم بود؛ منتی بابت این قضیه نداشتم. چون این تیم را دوست دارم، با این تیم خاطره دارم و خیلی از مردم این شهر و هواداران دوستان من هستند. من آدمی هستم که اگر حرفی می زنم روی حرفم هستم و به هیچ عنوان تحت تاثیر چیزی قرار نمی گیرم. از روز اول هم گفتم به داماش که آمدم تا آخرش با آن هستم. الان هم می گویم که اگر تیم بخواهد حتی در لیگ استان شرکت کند، اگر داماش من را بخواهد من تا روز آخر چه به عنوان بازیکن و چه هوادار و… در این تیم هستم./وارش اسپرت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *